السيد الخميني
341
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
تعهد كردهام » ؟ ! يك كسى كه اين قدر جنايت كرده ، حالا به مجرد اينكه آمد تعهد كرد حالا مىخواهد تمام بشود قضيه ؟ ! توبهء شاه ، توبهء گرگ است حالا ما فرض مىكنيم كه خير ، تعهد ايشان صادقانه است - فرض است و الّا معلوم است ، « مطلب معلوم است » - ( رضا شاه به مرحوم « فيروزآبادى » وقتى آمده بود به نجف ، مرحوم فيروزآبادى در حرم از او ملاقات كرده بود ، رضا شاه گفته بود من مقلد شما هستم آقا ؛ مرحوم فيروزآبادى گفته بود مطلب معلوم است ) [ خندهء حضار ] ؛ حالا تعهدات ايشان من را ياد كتاب موش و گربه « 1 » انداخت امروز ! كتاب ارزندهاى است كتاب موش و گربه . كتاب آموزندهاى است . اين همان وضع حال سلاطين و قلدرها را در وقت قدرت و در وقت كمىِ قدرت ، وضع حيله بازى آنها را مجسم كرده است به اسم كتاب موش و گربه ؛ كه سجاده را يكوقت انداخته و نماز خوانده و توبه كرده و پيش خدا استغفار كرده كه من ديگر كارى نمىكنم ، تا اين موشهاى بيچاره بازى خوردند و برايش چيز بردند و امثال ذلك ؛ و بعد هم افتاد پنج تا از آنها را يك دفعه گرفت . آن وقت يكى يكى مىگرفت حالا پنج تا پنج تا « 2 » ! خوب ، ما مىدانيم كه شما توبهتان همان توبهء گرگ است ، همان توبهء گربه است ! اين را ملت ديگر مىداند ؛ لازم نيست كه اين قدر شما زحمت بكشيد و هى حرف بزنيد ! اين آيات عظام و علماى اعلام كه حالا ايشان مىگويند كه هدايت كنيد مردم را ، چه بكنيد ، اينها آنها بودند كه تا ديروز هر وقتى كه اين صحبت مىكرد ، « ارتجاع سياه » اسم اينها بود . در لغت شاه اينها « مرتجعين » بودند ، آن هم مرتجعين « سياه » در يكى از نطقهايشان - آن وقت كه ما قم بوديم - در يكى از نطقهايشان ايشان در يك جايى ، يكى از شهرهاى ايران گفت كه از اينها ، از اين مرتجعين ، مثل حيوان نجس احتراز
--> ( 1 ) - منظومهء انتقادى كوچكى از عبيد زاكانى . ( 2 ) - برگرفته از شعر : سال يك موش مىگرفت از ما * آزش اكنون شده فراوانا اين زمان پنج پنج مىگيرد * چون شده مؤمن و مسلمانا !